آترینآترین، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

آترین کوچولو

تولد خورشید کوچولو تیرماه 96

ایشون خورشید خانوم دختر دایی شما که تازه به دنیا آمده و شما هم خیلی دوسش داری ,هی میگی بزار من اینکارش رو بکنم اون کارش رو بکنم,یاد اون موقع های خودم میافتم که مامان جون تعریف میکرد ,دایی حسن به دنیا آمده بود و ذوق داشتم ,خورشید کوچولو با اون ابروهاش خیلی خیلی شبیه دایی حسن شده اینم خودش و کیکش که من با همکاری شما براش درست کردم...
4 آبان 1396

تولد مانی مهرماه 96

Shima: اینجا تولد مانی یکی از دوستای صمیمیت هست عزیزم کیکش هم دست پخت مامان امروز رفتم آرایشگاه که موهامو کوتاه کنم تو هم رو صندلی بغل نشسته بودی گفتی مامان منم موهامو میخوام کوتاه کنم مثل تو ,اینجا هم موهات که سشوارم برات کشیدن موهای جدیدت که شبیه مامان کوتاه کردی...
4 آبان 1396

بدون عنوان

  مدتیه که همش پات به پایین تختت گیر میکنه بالاخره تختت رو  بزرگ کردیم و بخاطر حساسیتی که داشتی کلی دنبال پتو و  ملحفه روتختی گشتیم برا تا بالاخره موفق شدیم اینم عکسش داغ داغ ...
26 اسفند 1395

چهارشنبه سوری 95

  طبق روال هر سال رفتیم دم خونه بابا اینا,یه کم آتیش بازی کردیم ولی نمیدونم از این بالنها یا چیی به یه درخت کاج گیر کرد  آتیش گرفت و ضد حال شد,تو هم کلی ناراحت شدی و گریه  میکردی که بیچاره درخته میوه میدادددددد,ای جوونم هرچی  میگفتیم گوشت بدهکار نبود حرف خودت رو میزدی و گریه  میکردی ,خلاصه زنگ زدن آتش نشانی و آمد و قضیه به خیر  گذشت,ولی زود تموم شد ...
25 اسفند 1395

بدون عنوان

این روزها با مریم جون مامان مانی مشغول شیرینی پختنیم و به  شما و آقا مانی هم خوش میگذره دیگه هی پیش هم هستید و بازییییی اینجا هم مریم جان براتون پاپ کورن درست کرده و دارید  میل میکنید البته به مناسبت تولد مریم جان رفته بودیم خونشون  اینبار   ...
19 اسفند 1395

جشن نوروز 96

  برا فرارسیدن نوروز از طرف کانون جشن گرفته بودن و ما هم شرکت کردیم :   حاجی فیروز و عمو نوروزم درست کرده بودن خوب بود بعد جشنم 4تایی با ملیکا و مامانش رفتیم مزون مامان آریانا یه سری ...
10 اسفند 1395

روزهای آخر سال 95

این روزها تقریبا میشه گفت روزای آخر ساله دیگه,البته هنوز چند  هفته ای مونده از تابستان داریم کلاس زبان میریم و امروز بعد کلاس همه امدید کنار هم ایستادید و ازتون عکس گرفت,یادگاری😉       تو عکس دست جمعی,از چپ به راست;علی,آرتان شیطون,آترین 😉,ملیکا دوست جون جونیت,دانیال و محمد جواد   الان ch4 هستید و نمراتت تا الان 100 بوده ,اون روز مسؤل  زبانتون رو دیدم از شما و دانیال و یکی دوتا از بچه های دیگه  تعریف میکرد و میگفت خیلی خوبید تو کلاس😘خیلیییی خوشحال شدم عشققققم ...
10 اسفند 1395